شهادت میدهم .

اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا ...

تجربه

تجربه نشون داده اگه یک قدم برای یاری، به سمت دشمن حرکت کنی ،

۱۰ قدم به سمتت حمله میکنه !

فرار

با آدم بی ذوق معاشرت نکنید.

مثل زالو نشاط شما رو می‌میمکنند.

پیرتون‌ میکنن...

تا میتونید ازشون دور بشید .

🍃

خدایا بابت پتو ِ تمیز و شسته شده ، شکرت

بابت تلاش امروز برای خودم، شکرت

بابت کمک هایی که به اطرافیانم کردم ، شکرت

بایت دعایی که تونستم به لب بیارم ، شکرت

بابت وجود آدم هایی که دوستشون دارم ، شکرت

بابت فردایی که قراره قشنگ تر از امروز باشه، شکرت

🍃💚

إرْباً إرباً

آقا جانم ؟ دور سرتون بگردم زیارتتون قبول باشه

بالاخره رفتین دیدار ارباب؟

بالاخره رفتین کربلا؟

بالاخره به آرزوی سالیان درازتون رسیدین ؟

قبول باشه ، ولی

قرار نبود إرْباً إرباً برید زیارت جدمون‌ 😔

قرار نبود اینطوری برید

کاش بلند شی آقا ...

بدون تو سخته ...

طعم یتیمی سخته ..

برای همیشه رفتین؟

من ایرانمو تو عراقی

چه فراقی .. چه فراقی ..

آه و صد آه ...

یا ابا عبدالله، زائرت را محکم در آغوش بگیر ...

آقای مظلوم من ...

ا

اهالی بی ذوق بلاگفا

چرااا نمیاید‌ بهم بگید ری‌رااا آهنگ‌ وبت چقدددد قشنگه ؟؟؟؟؟

آیا در درون شما ذوق وجود ندارد ؟:/

خیلی دوسش دارم خیلییییی...

کاش وبلاگ قابلیت ویس گرفتن داشت انگشتم اذیت‌ میشه تایپ میکنم 🤭

.

هر موقع حس کردید خیلی حالتون بده و ممکنه به زندگیتون‌ خدایی نکرده خاتمه بدید ، بخوابید :)

وقتی بیدار بشید اوضاع بهتر شده

خدایا بابت همه چیز شکرت .‌..

برای ری‌رآ

غم این روزا خیلی روی سینم سنگینی میکنه ...

هر کاری کردم به هر دری زدم نشد برم تشييع.

ولی برام نشونه فرستاد ...

از کاهلی که بعضی وقت ها در حق خودم انجام میدم عصبانی ام. میدونم که راه درست و کار درست چیه پشت گوش میندازم دست دست میکنم و درصد زیادی از وجودم نکوهش میکنن این حال و ....

جمع کن خودت و لطفا!

یا تمنا نکن ، یا اگر کردی پاش بمون !

یه چیزی درگوشی بگم ؟! خودش نشنوه

که حق میدم بهش(به خودم)

یکم نا نداره ، خسته است ... انگاری داره جسم و روحش و به دوش میکشه

انگار دیگه نای ادامه دادن نداره ولی با تن و روح زخمی داره چون میکنه و ادامه میده!

ولی از اول داستان همین بوده . من میفهمم . میفهمم حالش و ...

ولی از اول روال زندگیش همین بوده ، الانم تنها راه رسیدن به آرزوش همین یه راهه ...

نمیشه که با ببخیالی رهاش کنه؟ میدونم دلش زندگی میخواد

مثل بقیه آدما ، دلش آرامش میخواد تفریح میخواد ، قرو فر و تیشان فیشان دخترونه میخواد

ولی وقتش نیست ، وقتش کی؟ نمیدونم ...

باید تسلیم باشه نه سرکش!

باید خودش انتخاب کنه راه رنج و و از دل درد با علم عبور کنه . آخرین قدمه آخرین راه بخاطر خودت(م)

ادامه بده دختر قوی و زخمی و رنجور من 🫂

بهت قول میدم نزارم مثل قبل اذیت بشی

خودم مراقبت

هر وقت دلم خواست میشینم کنارت با هم گریه میکنیم

خودم بغلت میکنم ، خودم ازت محافظت میکنم .

من کنارتم❤️🫂

فقط بلند شو دخترِ من 🤍

در حال محو شدن

توی گرما حس میکنم در حال آب شدنم .

+خدایا ؟

+ منو پرت کن توی سرمایِ زمستونِ قشنگِ خودم :')

عشق

دوست من حدود ۵ سال با یه آقا پسری توی رابطه بودن که خیلی همو دوست داشتن .

مثل هر رابطه دیگه ای هم دوستم هم پارتنرش‌ یک سری باگ داشتن ولی پسره از اونا بود که می‌گفت همینم که هستم

درست نمیشم و .. اگه منو میخوای اینطوری بخواه و

آروم آروم متوجه یه سری چیزا از پسره شد که تحملش سخت بود .

با اینکه خانواده ها مخالف بودن ، بحث خواستگاری هم پیش اومد ولی باز پسره سر اخلاقیاتش‌ و اون مسائل کوتاه نیومد و از هم جدا شدن بعد ۵ سال ...

هیچ وقت زجر و سختی دوستم و فراموش نمیکنم .

۷ سال بعد دوست من ازدواج کرد و الان ۴ ساله از زندگی مشترکش میگذره

دیشب بهم پیام داد بحث اون پسره شد که چند وقت پیش بهش پیام داده!

دوستم بهم گفت بخاطر همسرش بهش جواب نداده

ولی گفت ، روزی نیست که بهش فکر نکنم !

گفت یه روزایی با همه وجودم دلم براش تنگ میشه با همه وجودم دلم میخوادش و توی این ۴ سال توی همه روز های زندگیش بهش فکر کرده .

پسره هم که به قول خودش بعد دوستم دگ ازدواج نکرده و پشیمونه ولی ....

میخواستم بگم ، فکر میکنم عشق واقعی هیچ وقت پاک نمیشه

هیچ وقت فراموش نمیشه ...

عشق خیلی ترسناکه ... عشق خیلی وحشتناکه ...

کاش وقتی بچه تر بودیم یکی بهمون یاد میداد عاشق نشیم!

حتی تصور اینکه عاشق باشی ولی جسمت کنار یکی دیگه باشه روانیم‌ میکنه ‌‌‌...

فکر اینکه هست وجود داره ولی دیگه مال تو نیست ،

تصور اینکه وقتی اونی که کنارته بخنده ولی تو توی چهره اش یکی دیگه رو تصور کنی بند بند وجودم و به درد میاره

دیگه با خودش خنده هاش روزمرگی هاش آینده و لحظه هاتون شریک نیستین

آغوشش برای یکی دیگه است و قراره آرامش یکی دیگه باشه و یکی دیگه قند توی دلش ، براش آب بشه آدم و به جنون میکشونه!

کاش آدما هیچ وقت عاشق نمیشدن ‌.

🍃

«السَّلَامُ عَلَى الْأَعْضَاءِ الْمُقَطَّعَاتِ»

سلام بر اعضا‌یِ قطعه‌قطعه ‌شده...

- زیارت ناحیه مقدسه -

🍃

برای او که قرار بود ما فدایش شویم ولی او فدای ما شد .

این پست از تمام وجودم هست و برای دل خودم نوشته شده .

اگر بنا به هر دلیلی مخالف این پست هستید لزومی نداره اونو بخونید!

خدا نگهدارتون .

اگه تهران بودم خونه دانشجویی و کوچیکم رو وقف زائر های شما میکردم .

اگه تهران بودم خودم خادم شما میشدم و این روزا زیر پای تک تک مهمان های شما رو جارو میکردم .

اگه تهران بودم اونقدر از غم شما گریه میکردم تا تموم بشم .

کاش ۹ اسفند منم همراه شما مسافر میشدم. در رکاب شما ... ولی شهادت لیاقت میخواد که من نداشتم .

۹ اسفند من توی همون شهر توی سنگر دیگه ای بودم و فقط صدای بمب هایی که روی سر هموطنانم میفتاد و می‌شنیدم .

شاید هم باید زنده بمونم تا بتونم اندک رسالتم‌ رو به سرانجام برسونم‌.

بمیرم برای مظلومیتت‌ون‌.....

بمیرم برای تنهایتون‌....

بمیرم برای شما ... ببخشید که شما نیستید و من بعد شما هنوز زنده ام

خدایا کمکم کن بتونم خودم رو به تشیع برسونم تا این بغض نشکسته رو اونجا خالی کنم .

بهم قول بده بعد پایان رسالتم ، من رو هم در راه خودت فدا کنی .

این پست به مرور تکمیل میشه.....

...

آخرین باری که حال امشب و داشتم ، تا ۴ صبح بیمارستان بودم .

به شدت معده ام عصبی ِ و اگه ۱ ساعت پشت سر هم گریه کنم باید با درد وحشتناک برم بیمارستان .

مامانم طاقت اون حال منو نداره....

دلم سوخت برای مادر .....

خدایا ؟ ...هیچی .

اتفاقی که هیچ وقت حتی ۱ درصد هم فکر نمیکردم بیفته در حال افتادنِ ...

چقدر دنیا بی رحمه ...

خدایا به مادرم قدرت بده و به من هم ...

امشب بغضم و خوردم رفتم جلو آینه و به خودم گفتم حق نداری گریه کنی.....

یه بغض گنده توی گلومه‌ که داره سنگ میشه .

حس میکنم قلبم داره میترکه ...

از من چی میخوای؟

خانواده من از من توقع دارند هر روز ۳ یا ۴ ساعت با بچه های فامیل وقت بگذرونم

و جوری رفتار کنم که اونا‌ خوشحال بشن سرگرم بشن و با حال خوب از پیش من برن!

من واقعا دلم میخواد تنها باشم حوصله خودمم ندارم

هر روووووز خدا من باید ساعت ها وجود افرادی و تحمل کنم که حوصلشونو‌ ندارم با این فرق که باید خوشحال باشم و اونا رو سرگرم کنم!

بچه که میگم یکیشون سال آخر دبیرستانه

بقیه هم یکم کوچیکتر

و چون خونه ما نزدیک خونه بقیه است اونا هر روز پیش من هستن .

مامانم میگه اونا گناه دارن

پناه میارن پیش تو بجز تو کسی و ندارن تو هم روی خوش نشون ندی اونا کجا برن ؟😐🤦🏻‍♀️

یه جوری عذاب وجدان آدم و فعال میکنه که نتونی چیزی بگی

میگم مادر من ، پس خودم چی؟

من مگه دلقکم‌ با این سن؟!

یا چه میدونم مسول خوشحال کردن و گذراندن وقت با هیجان بچه های مردممم؟؟؟

یه کاری میکنه که عذاب وجدان داشته باشم هر بار هم که یکم سرد برخورد کنم

واقعا خسته ام

دلم میخواد برم جایی هیچ کسی نباشه هیچ کسی حتی خودمم نباشم.

جغدیسم

عزیزم میخوای ساعت ۵ تا ۷ عصر نخوابی ، تا ۳ صبح بیدار نمونی؟!

جانِ دلم

- خداجون!

+ جانم

- مراقب حالَم هستی؟

+ معلومه. «فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا»

ــــــــــــــــــــــ

«تو زیر نظرِ من هستی»

•سوره طور، آیه ۴۸

بهانه گیر

این چند روز همه چیز خیلی بد پیش رفته .

حس میکنم زندگیم اون جوری که دلم میخواست چیده نشده . و یک ری را در جهان موازی داره به بهترین شکل حرکت میکنه .

وقتی نمیتونم به برنامه ریزی که کردم برسم عصبی میشم .

از روزمرگی بدم میاد.

از عادی شدن بدم میاد

دلم نمیخواد دو روزم شبیه هم باشه .

شبیه بچه هام !

یه هو دلم توجه میخواد!

یه هو دلم خوراکی میخواد!

غذا مورد علاقم و میذارن جلوم دو قاشق میخورم دیگه دوسش ندارم .

بهانه گیر شدم .

البته اینکه دلم توجه میخواد چیز جدیدی نیست .

شخصیت HSP که دارم اینو می‌طلبه ‌.

اگه دوستم داری باید همه وجودت برام باشه و برعکس.

اگه دوست منی باید من اولویتت‌ باشم‌ و برعکس.

دلم تنوع و حال خوب میخواد .

دلم هیجان میخواد‌

دلم لطافت میخواد.

غمگین طورم‌.

ندارد

هر آدمی به یه «باهم درستش می‌کنیم» واسه روزایی که تنهایی زورش به زندگی نمی‌رسه، نیاز داره.

که من ندارم.

...

صد بار نوشتم و پاک شد ......

ری‌را امروز

موهاش و شونه کرد

عطر زد

بوی خوب عطرش رو تنفس کرد

لیپ کلاس زد و بعد رو به آینه به صورت خودش لبخند زد

خونه رو مرتب کرد

چایی خورد

مطالعه کرد حتی نیم ساعت و قول داد ادامه بده

شاید معنای زندگی همین باشه .

رنگی اشرافی

گوشه‌گیری اگر موقت باشد

برای اندیشه ارزشمند است.

چرا که مجبورش می‌کند که در خود فرو رود؛

اما به شرطی که از آن بیرون بیاید.

تنهایی رنگ بزرگ منشانه‌ای دارد

اما برای کسی که در وی نیروی آن نیست که بتواند خود را از آن بیرون بکشد، کشنده است.

باید با زندگی زمان خود را اگر چه پرهیاهو و ناپاک باشد، زندگی کرد.

ژان کریستف اثر #رومن_رولان

پ.ن:

چقدر ژرف ،

دوای همه چیز قدرت و تفکره .

فکت

وقتی از یه سختی ، به درستی عبور میکنی

بزرگ میشی و رشد میکنی

ولی من نمیخوام شبیه تو بشم!

من بچه ها رو خیلی دوست دارم . اگه توی خیابون راه برم و یه نوزاد ببینم تقریبا جذبش میشم .بااید برم باهاش صحبت کنم نوازشش‌ کنم باهاش سر و کله بزنم .

تا جایی که دوستام میگن آخرش اشتباهی به جرم کودک ربایی میگیرنت =))))

کلی هم حوصله بچه ها رو دارم باهاشون بازی می‌کنم حرف میزنم .خواهر زاده برادر زاده دیگه هیچی ...

عمه و خاله محبوب و پایه منم .

ولی! ولی ‌..

خیلی وقته دیگه حوصله بچه ها رو ندارم!

خیلی زود بهشون عصبی میشم

کلا نمیزارم به وسایلم دست بزنن ، اگه ببینم دعواشون میکنم .

این بین یه مادر هست که همیشه توی دلم گفتم چقدر مادر بدیه ! همیشه بچه هاش و اذیت میکنه و یا شاید از بیرون این شکلی به نظر میرسه البته بچه هاش با من در مورد مادرشون و اذیت هاش صحبت کردن

امروز با یکی از بچه ها بحثم شد گفتم حس میکنم از بس با بچه های مردم سر کله زدم اگه بعد ها خدا بهم بچه بده حوصله بچه های خودم و ندارم !

دیدم اون خانم بهم گفت دقیقااا مثل من!

گفت که من قبلا مهد کودک کار می‌کردم و کلی برای بچه های مردم وقت گذاشتم ولی الان حوصله بچه های خودم و ندارم و من موندم!

همینجوری موندم گفتم خدایا !

نکنه یه وقت منم شبیه این بنده خدا بشم؟

شاید لازم از الان یکم بیشتر روی خودم کار کنم توی برخورد با بچه ها ....

چرا من نه ؟

این چند روز مراسم داریم .

وقتی میبینم خواهرام‌ اینطوری برای مراسم کار میکنند حس ناتوانی میکنم .

اینکه چرا من شبیه اونا نیستم .

در واقع موقع انجام کارا تقریبا هیچ کسی به من نیازی نداره :)

و این بده .

وات؟

" هوا +۵۰ درجه "

+ آب میخوری یا چایی؟!

_ چایی لطفا.

۶ مهر ۹۸

کانال تلگرامم و نگاه میکنم ، هر چقدر بیشتر مطالبش و میخونم از خودم میپرسم واقعا ایم ها رو من نوشتم ؟

خاطرات قم ، تهران ، و دوباره تهران

یادم میاد در اوج ممبر ها ، کانال و پرایوت‌ کردم و اکثرا رو ریمو ...

و شاید تا ۱ سال ننوشتم!

سخت بود برام ولی انجام دادم و بعدش حس خوبی داشتم . الان ۸۸ نفر عضو داره آدم هایی که نمیشناسمشون‌ ولی ۷ ساله اونجا هستن .

وفاداری توی هر قالبی قشنگه .

متن های عاطفی رو خیلی دوست دارم ولی خب ته دلم دستم میلرزه اینجا بزارم .

راستش اینجا خیلی وقته حس امنیت نمیکنم !

و اینو دوست ندارم .

آمین برای همه اش

بچه ها مسابقه دارن یکیشون رفته بود خونه اون یکی چون باید ماکت رو آماده میکردن و برای من عکس می‌فرستادند که ببین ما رو و من دلم براشون قنج میرفت و اصلا به ماکت نگاه نمیکردم :)))

امید وارم این همه ذوق و زحمت این بچه ها به ثمر بشینه و مقام بیارن .

چهههه میکنه ایرااان 》》》》》》》》

خیلی وقتا اگه نَبَری هم ، بُردی ؛)

خدای مهربونم کمکم کن بتونم راحت بخوابم ، بیشتر بخوابم

خدایا کمکم کن آدم بدی نشم! در مورد اون‌ موضوع بتونم ناراحتیم و نشون ندم تا دوستم حس خجالت نکنه .

خدایا خودت اون داستان و ختم به خیر کن و من رو هم خودت مدیریت کن ، دوستت دارم ❤️ شب بخیر

کاش تموم شید ‌.

دیدید بعضی آدما اینقدر پر رو و پرتوقع هستن ، یه شخصیت منفی دارن یه خصلت بد ، بهش افتخار هم میکنن؟؟؟؟

مثلا میدونم که پررو ام !

میدونم آدم بدی ام!

میدونم خود خواهم !

یا بعضی افراد از خود راضی هستن احساس میکنن جهان باید با قوانین اونا حرکت کنه! اون جوری که اونا میخوان اونا میگن! کی هستی مگه تو؟!

چند نفر دورت و گرفتن بهت اعتماد به نفس کاذب دادن فکر کردی خبریه!

حقیر!

چقدر متعفن‌ هستن این افراد ‌!

رقص نور

هندزفری رو گذاشتم توی گوشم

شروع کردم به پیاده روی کردن

لحظه ای که نور خورشید ِ مایل به غروب روی صورتم میخوره و از لابه لای مژه های چشمم عبور میکنه حس میکنم توی آرامش محضم ...

جزوه ام رو پرینت گرفتم

یک چهارم حقوقم میره برای کتاب و بقیشم جای کرایه خونه و ....

خدایا شکرت . بابت همه چیز . بابت هر چیزی که ندارم . بابت هر چیزی که دارم . شکرت .

روزمرگی

از صبح که بیدار شدم تا الان پیگیر یک سری کارهای اداری ام .

دو روز در هفته رو تمرین ورزشی دارم و بقیه روز ها رو خودم کار میکنم .

امروز بقیه روز هاست که باید خودم تمرین انجام بدم

یه چالش مطالعه رو شروع کردم که باید عصر ۱ ساعت مطالعه کنم و شب . جزوه ام رو دادم بیرون پرینت بگیرن عصر میرم میگیرم

مطالعه روی کاغذ 》》》

هنوز هیچ کار مفیدی انجام ندادم ولی وقتی بخوابم و بیدار بشم شروع میکنم:)

رنج

من دیگه بحث نمیکنم .

داد و بی داد نمیکنم .

حتی قهر هم نمیکنم .

فقط سکوت میکنم .....

فقط سکوت ...

یه روزی میرم ، یه جوری میرم که هیچ اثری ازم باقی نمونه . هیچ ردی .

و اون روز خیلی چیزا تموم میشه .