رےرآ 🍃

از جآن می‌نویسد ‌.

دل ِ بهونه گیرم

، 22:50

دلم خونمون و میخواد ، هفته بعد همه خواهر برادرام جمع میشن خونه و فقط من ازشون دورم ...

اگه حق انتخاب داشتم الان تنهایی رو ترجیح میدم با یه خیال راحت

و یا کنار خانواده بودن رو ...

دلم بهونه گیر شده خیلی ...

شاید چون ۳ روز دیگه تولدمه! هوووف ...

آروم باش قلب‌م

رےرآ 🍃

نگآرم

، 22:45

بعد مدت ها تلفنی با نگار صحبت کردم و تازه اون زمان فهمیدم چقدر دلم حرف زدن های دو نفره دخترونه و میخواد که شب تا صبح حرف بزنیم ، گریه کنیم همو بغل کنیم مسخره بازی کنیم و ....

با اینکه دوستم کنارم بود و نمیتونستم باهاش درست صحبت کنم ولی دلم هوایی شد

حرف زدن خوبه ... حرف زدن خیلی خوبه

رےرآ 🍃

شاهد قد کشیدن خودم هستم .

، 22:8

امشب با یه ورژنی از خودم آشنا شدم که متوجه شدم بزرگ تر شدم

منی که بعد اون همه درد ، گریه نکردم !

و جسور تر ادامه دادم .

میبینم که بزرگ شدی دخترم : )

رےرآ 🍃

به ط میرسه !

، 21:56

یکی از بهترین آهنگ هایی که شنیدم آهنگ به ط میرسه آرمین زارعی هستش ...

خیلی دوسش دارم

بوی تعهد میده ، بوی وفا داری میده ، بوی شادی و نشاط و جوون بودن در عین داشتن خصلت آدم های بزرگ و میده ...

چیزی که پسرای امروز بویی ازش نبردن !!

و قطعا به اونا نمیرسه!

رےرآ 🍃

همه گفتن نه

، 12:19

جمعه هفته بعد آزمون دکتری دارم و تقریبا به هیچ کدوم اهدافی که برای درس خوندن تعیین کرده بودم نرسیدم ‌

آخر هفته آزادم و قرار بود بخونم و بتونم خودم و برسونم ولی خیلی بی جونم!‌ نا ندارم حال ندارم و از این وضعیت متنفرم!

دلیلش البته بخاطر رژیم که گرفتم همه میگن لازم نیست لاغر بشی نکن حیف نابود میکنی خودت و

همه گفتن نه، ولی من کردم !

دلیل بی جونیم‌ همین رژیم ۲ ماهی که تازه شروعش کردم

خیلی دلم میخواد راجب این قانون جذب اینکه من حتما میتونم توی زمان باقی مانده درس بخونم بیشتز اطلاع داشته باشم :/

رےرآ 🍃

دختر مستقل!

، 15:49

۶ صبح بیدار شدم ، رفتم سر کار تا ساعت ۱ ، از بس سر پا بودم ساعت ۱ حس می‌کردم انگشت های پام داره خورد میشه در اون حد!

۱ اسنپ گرفتم رفتم طرف های انقلاب دندان پزشکی ،

رفتم ویزیت شدم ، با بیمه باید ۶ میلیون و ۵۰۰ پول میدادم(کلش ۱۲ میلیون) در صورتی که درمانگاه نزدیک خودمون ۳ تومن بدون بیمه هزینش میشه.

اسنپ گرفتم برگشتم

الان یک ربع به ۴ ... من تازه رسبدم از صبح فقط صبحانه خوردم و خیلی خسته ام

گاهی میگم کاش یکی بود این حجم از کار و رو دوشش مینداختم منم مثل بقیه دخترا ، زنانگی میکردم! و تهش میگفتم آخیش!

هم خونه هام نیستن و احتمالا قراره تا آخر هفته تنها بمونم توی خونه....

از تنهایی نمی‌ترسم ولی از مواجه شدن با یک سری احساسات خودم چرا!

رےرآ 🍃

، 23:50

کاش امشب و این حس تموم شه زودتر

رےرآ 🍃

جدال درون

، 19:8

باز هم احساس طرد شدگی عاطفی و سایه سیاه افسردگی بعدش و چنگ زدن برای پیدا کردن منجی غیر از خودت، و منی که جلوی این طوفان با بدنی زخمی و پاهای سست ایستادم .

رےرآ 🍃

یه بهمنی مودی!

، 0:38

من واقعا آدم مودی ام !

مثلا تا نیم ساعت پیش با دوستم میگفتم میخندیدم ، الان حس میکنم ازش متنفرم!

اول صبح ها و اخر شب ها ازش بدم میاد .

سر کلاس هم خیلی خوبم یه هو کافیه یه دانش اموز ریتم و بهم بزنه دیگه تمام !

الانم روی اون مودم‌ که از همه بدم میاد!

[ حتی شما دوست عزیز ] :/

رےرآ 🍃

شب آخر ...

، 1:33

تهرانی که گویی هراس سایه انداخته روش ...

خیلی وقت ها آرزوی مرگ میکنیم ، ولی وقتی پاش میفته از خودم‌میپرسم ، واقعا دلت میخواد بمیری ؟!

خدایا منو ببخش .. ببخش که بنده خوبی نبودم برات.‌‌..

ببخش که ناشکری کردم

ببخش که گناه کروم، تو چشم پوشیدی ، تو آبروم و حفظ کردی من وقیح تر شدم ! باز ادامه دادم

ببخش که قلب پاکی که بهم دادی و کثیف کردم اونقدر کثیف که روش زنگار گرفته و صدات و نمیشنوم ... صدام و نمیشنوی

ولی ، خودت میدونی من ته ته قلبم هیشکی جز تو رو ندارم ... میدونی که من هر بار گناه کردم شرمنده بودم از روت .... روم نمیشد بشینم سر سجاده ...

هی توبه شکستم هی هیچی نگفتی ...

اگه قرار باشه امشب ، یا فردا شب بیام پیشت ، با چه رویی بیام؟

منو میبخشی ؟ بخاطر هممممه‌ کارای بدی که کردم بخاطر حق الناس بخاطر حق الله بخاطر گناه بخاطر همهمه چی که خودت میدونی و خودم ؟؟؟

شرمنده ام‌.... روم سیاهه‌... شرم سارم ...

ولی تو خدایی آ ...

من گناه دارم ...

من هیش‌کی و جز خودت ندارم ،

از خودت ، به خودت ، پناه میبرم ...

رےرآ 🍃

مظلوم ...

، 23:22

حس میکنم در مظلوم ترین ورژن خودم قرار دارم

یه آدم هر چقدر هم مستقل گاهی نیاز داره مورد حمایت واقع بشه ... دلم میخواد رها کنم همه بار ها رو روی دوش یکی قرار بدم و بعدش مثل بقیه آدم ها زندگی کنم !

فقط همین ....

کلی حرف دارم که بزنم ولی الان ترجیح میدم از فردا بگم

بعد مدت ها قراره برم سر کلاس درس با بچه های ۷ ام کلاس دارم ، دلم نمیخواد ناراحتیم توی کلاس درس همراهم باشه ، دلم میخواد اون لحظات که سر کلاسم بجه ها خوشحال باشن

امشب بخاطر درس خوندن برای دکتری و مکالمه ای که با مادر داشتم خیلی از انرژیم گرفته شد

خودم هم میدونم که فقط این نیست !

کلی تحت فشارم ، هم خونه ام یه آدم فوق العاده اعتماد به نفس (کاذب که به مرور زمان واقعی میشه ) داره و منی که شخصیت فوق حساسی دارم

خیلی حس خستگی روحی میکنم کاش میشد یکی منو به دوش بکشه، خودم از به دوش کشیدن خودم خسته ام ...

رےرآ 🍃

اورتینکر

، 18:32

دارم میمیرم از دوری نوشتن !

منِ اوورتینکر اگه ننویسم منفجر میشم!

کجا امن تر و بهتر از بلاگفا ?

کاش زودتر نت بین‌المللی بشه راحت بشیم

رےرآ 🍃
© رےرآ 🍃