یک آقایی هستن که من بهشون میگفتم استاد ، چون استاد بودن و هستن
خیلی مودبانه و غیر منتظره از من درخواست آشنایی بیشتر کردن ، و منم خیلی مودبانه رد کردم و توضیح دادم که داستان ایشون نیستند و من کلا قصد ورود به هیج رابطه ای با هییچ فردی و ندارم حتی اگر بهترین موقعیت و داشته باشه.
تا اینجا همه چی روال بود ...
ولی اینقدر پیگیری میکنه اینقدر تکرار میکنه اینقدر متوجه نمیشه صحبت من رو
که واقعا جایگاه محترمی که برام داشت رو هم از دست داد!
چند بااار تکرار کردم باز پیام میدن! بعد توضیحم وقتی پیام میدادند حتی سین نمیکردم و به نشان اینکه یکم بهش بر بخوره چت و دو طرفه پاک کردم !
بازم پیام میداد که این چه شکل برخورده ؟!
من روی شما حساب دیگه ای باز کرده بودم :/
انتظار این حرکات بچگانه رو نداشتم !
مرد مومن روی من چه حسابی باز کردی وقتی هزااار باد با ادب د احترام باهات صحبت کردم و گفتم نه ! خیر !
مجبورم میکنی جوری باهات رفتار کنم که ازم دور بشی! مجبورم میکنی بهت بگم یکم عزت نفس داشته باشید لطفا!
دلم نمیخاد اینجوری باهاش حرف بزنم خدایی نکرده ناخواسته کوچیکش کنم ولی خب تمومش نمیکنه!
حتی نوتیف پیامشم اذیتم میکنه
بخاطر جایگاهی که براشون قائل بودم دلم نمیخواست بلاکش کنم
اعتقاد دارم حتی توی دشمنی هم باید لول داشت چه برسه ایشون که خدا خودش میدونه درخواست غیر محترمانه ای نداشت ، ولی همون درخواست عادیش و اونقدر تکرار کرد که دیگه برام محترم نیست .
خلاصه کلام :
از اونجایی که آدمی تا زنده هست در حال یادگیری و عبرت گرفتنه اوصیکم خودم و بقیه رو به پند زیر :
ارزش هر کسی دست خودشه . . .
هر رفتاری که انجام میدیم یا در جهت حفظ شخصیتمون باشه یا ارتقا اون
کاری نکنیم اون جایگاه محترمی که داریم پودر بشه و جایی برای یک احوال پرسی ساده رو هم نداشته باشه .