رےرآ 🍃

از جآن می‌نویسد ‌.

خود تخریبی .

، 23:53

همه عالم میدونن ، من همیشه اونی بودم ام که انرژی میدم به امید میدم مشاوره میدم پناه ام

من اونی ام که دعوت میکنم به پالس مثبت و کنار هیییشکی غر نمیزنم که مبادا انرژی حرفام به روان کسی آسیب بزنه .

حتی خواهد بزرگترم میگه چرا از مشکلاتت نمیگی به ما؟ همش ما با تو که از همه کوچکتری حرف می‌زنیم ولی من دردام برا خودمه اما

الان که دارم تایپ میکنم خودم رو مجبور به نوشتن کردم درست مثل کسی که خودش و محبور به دارو خوردن میکنه .

دلم نمیخواد از ضعف هام بنویسم یا بیانشون کنم ، ولی الان میخوام بگم

راستش عصبی و بی حوصله ام از همه چیز و همه کَس ... اول از دست خودم اینکه خلق درس خوندن و ندارم . اینکه دلم میخواد به یه هدفی برسم ولی اینقدر ایده آل نگرم که مثل بچه های ۱۲ ساله اگه اولش خوب جلو نرم کل روز و رها میکنم.

اینکه چسبیدم به فیلم توی گوشی

اینکه فقط یه قدم گنده مونده ولی من توان برداشتنش و ندارم گاهی به خودم حق میدم از لحاظ روحی کشش خیلی مسائل و ندارم .

دلم میخواست توی فاز دیگه ای بودم ... ولی نیستم

ولی هرررر شرایطی باشه به خودم حق نمیدم اینطوری کاهلی کنه در حق خودش

من همونی ام که فقط خدا میدونه چی به سرم گذشته تا الان اینجام

من همونی ام از روحم خون می‌چکید ادامه دادم

طعنه شنیدم ادامه دادم

همه راه ها قفل شد ادامه دادم

تحقیر شدم ادامه دادم

ناتوان شدم ادامه دادم

من ادامه دادم ولی الان شبیه ضعیف ها سرم و کردم زیر برف .

از آدما خسته ام .... از همه ِ همه همه

دلم میخواد گوشی لامصب و خاموش کنم تا اول مهر با هیشکی در ارتباط نباشم ولی جسارت این و ندارم.

همین.

رےرآ 🍃
© رےرآ 🍃