برای ریرآ
غم این روزا خیلی روی سینم سنگینی میکنه ...
هر کاری کردم به هر دری زدم نشد برم تشييع.
ولی برام نشونه فرستاد ...
از کاهلی که بعضی وقت ها در حق خودم انجام میدم عصبانی ام. میدونم که راه درست و کار درست چیه پشت گوش میندازم دست دست میکنم و درصد زیادی از وجودم نکوهش میکنن این حال و ....
جمع کن خودت و لطفا!
یا تمنا نکن ، یا اگر کردی پاش بمون !
یه چیزی درگوشی بگم ؟! خودش نشنوه
که حق میدم بهش(به خودم)
یکم نا نداره ، خسته است ... انگاری داره جسم و روحش و به دوش میکشه
انگار دیگه نای ادامه دادن نداره ولی با تن و روح زخمی داره چون میکنه و ادامه میده!
ولی از اول داستان همین بوده . من میفهمم . میفهمم حالش و ...
ولی از اول روال زندگیش همین بوده ، الانم تنها راه رسیدن به آرزوش همین یه راهه ...
نمیشه که با ببخیالی رهاش کنه؟ میدونم دلش زندگی میخواد
مثل بقیه آدما ، دلش آرامش میخواد تفریح میخواد ، قرو فر و تیشان فیشان دخترونه میخواد
ولی وقتش نیست ، وقتش کی؟ نمیدونم ...
باید تسلیم باشه نه سرکش!
باید خودش انتخاب کنه راه رنج و و از دل درد با علم عبور کنه . آخرین قدمه آخرین راه بخاطر خودت(م)
ادامه بده دختر قوی و زخمی و رنجور من 🫂
بهت قول میدم نزارم مثل قبل اذیت بشی
خودم مراقبت
هر وقت دلم خواست میشینم کنارت با هم گریه میکنیم
خودم بغلت میکنم ، خودم ازت محافظت میکنم .
من کنارتم❤️🫂
فقط بلند شو دخترِ من 🤍