رےرآ 🍃

از جآن می‌نویسد ‌.

شکست پروژه انیمیشن

، 1:45

از اداره تماس گرفتن و گفتن همکاری کن تا سناریو درسی رو برامون بنویسی ‌. با اینکه فیلد خودم نبود قبول کردم .

سناریو رو نوشتم ، الان میگه انیمیشنش‌ رو هم خودت بساز! من واقعا بلد نیستم!

چند روزه کارم شده از هوش مصنوعی سوال پرسیدن ، این سایت رفتن این اپلیکیشن و نصب کردن

الان یاد گرفتم ولی برنامه هاشون رایگان نیستن به پول ایران هم خریداری نمیشن!

حتی به یکی از دوستام که دل خوشی ازش ندارم و پیش خودم گفتم اصلا بهش پیام نمیدم هم پیام دادم و زورم‌ میگیره چرا این کارو کردم ! به هر دری زدم!

+ شاید میخواستم خودمو به این خانوم توی اداره ثابت کنم و بگم ببین انتخابت‌ درست بوده من از پس هر کاری بر میام !

ولی بر نیومدم. قرار نیست من همه حل کنم . بدم میاد همه چیز رو دوشم باشه .

توی زندگی شخصیم خیلی چیزا رو به دوش کشیدم ولی دیگه توی شغلم نه! بسه.

دگ واقعا خسته شدم فردا بهش پیام میدم که این کار از توان من خارجه .

من از اینکه بگم بلد نیستم واهمه ای ندارم واقعا همون لحظه هم گفتم ولی میگه بدوش!

بهشون میگم بدید بچه های هنرستانی ، میگن پول میخوان ! خب بخوان پول زحمتشونه‌ چرا انتظار دارید همه چیز رایگان باشه ؟

پ‌.ن

داییم یه حرف جالبی زد . گفت توی این مملکت اگر متوجه بشن تو میتونی یه کاری رو انجام بدی ، دیگه ولت نمیکنن تا رست‌ و نکشن‌ ولت نمیکنن .

برای پیشنهاد کاری جدید از سمت اداره واقعا مردد شدم با این داستان ها .

حس میکنم دیده نمیشم این جایی که هستم . برای پیشرفت کردن هم باید یه سری چیزا رو تحمل کرد که سخته برام واقعا .

نمیدونم

رےرآ 🍃
© رےرآ 🍃