رےرآ 🍃

از جآن می‌نویسد ‌.

زندگی ِ ...

، 23:39

امشب شب یلداست و من هیچ حسی به شب یلدا ندارم .

هنوز درد دارم و عضلاتم ضعیف تر از همیشه شدن

موقع بلند شدن با شکم زمین خوردم جلو بقیه و حس حقارت میکنم .

دلم میخواد نباشم نه از روی ضعف ، بلکه از روی قدرت .

قدرت خیلی وقت ها توی نبودن ِ

اون ادمی که دوسش داشتم و دوست ندارم !

حوصله اش و ندارم!

و هیچی نمیخوام . امشب وقتی زمین خوردم گله و شکایت نکردم فقط بهش گفتم حتی یک کلمه باهات حرف نمیزنم!

من خود خدا رو نمیبخشم .

پ.ن: دیگه دوستت ندارم .

رےرآ 🍃
© رےرآ 🍃